
ترنم
تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم
تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم یه کم نازم کنه که بم نخنده
بدون تو با کی حرف بزنم دردت به جونم
تو این دنیا به شوق چی با عشق کی بمونم
به جون چشمات از این زندگی سیرم
تو که نیستی همش دعا میکنم بمیرم

تنها می نویسم...
قطرات باران ...
هاشورهای بی کسی ام راچه زیبا پاک میکند

بهار سپري شد
بي شكوفه لبخندي از تو
وتابستان بي عطش جرعه اي از عشق
و پاييز بي خش خش گام هاي تو
من اما زمستان سرد را دوام نمياورم...
بيا با مشتي پر از برف![]()
![]()
![]()
"من از سر انگشتهايت بوسه مي چينم
وبهار از دستهاي تو اغاز ميشود....
